04 March, 2003

ای کوتاه به تاریخ آیین اهل حق یارسان

آیین «اهل حق» که خود بنامهای متعددی از جمله یارسان، علی اللهی، گوران و ... شناخته میشود و به معنای مردان حق یا آیین یاری، دوستی، کمک و ... است، در اصل ریشه در آیینهای کهن ایرانی دارد و محتوای عقایدشان ترکیتی از باورهای زروانی، زرتشتی، مانی و مزدک است. همچنانکه آثار آن اندیشه ها قبل و بعد از زردتشت اکنون بروشنی در این آیین قابل توجه است، که خود به نوعی وارث و حامل بسیاری از جلوه های تاریخی، فرهنگی و ... ایران باستان است. از سوی دیگر دفاتر مقدس اهل حق که به زبان کردی لهجه ی گوران قدیم نوشته شده است از ایرانی بودن این مذهب کوچکترین جای شک و تردید را بجای نمیگذارد و از اساطیر و عقاید قدیمی ایران بسیار حکایت دارد، بعنوان مثال در یکی از نوشته های چاپ شده آیین مذبور بنام « دوره بهلول» که در قرن سوم هجری سروده شده است پیرامون اعتقاد به اصل تناسخ (دونادون) در ارتباط با زروان آورده است:
زروان بیانی، زروان بیانی نه دوره ی ورین زروان بیانی
اهری و ورمز یاران دیانی کالای خاس یار او دم شیانی
ترجمه: زروان بودم، زروان بودم در دوره ی قدیم زروان بودم
اهریمن، اهورامزدا و یاران را دیدم در آن روزگار کالای خوب یار را انتخاب کردم

از سوی زروان یا زمان بی پایان، خود یکی از ایزدان آیین مزدایی پیش از زردتشت بوده که بعدها به آیین مستقلی تبدیل شد و باورهای همچون؛ اعتقاد به قضاو قدر، قدیم و ازلی بودن جهان و ... در او رواج داشت و زیاد بعید نیست که آیین یارسان چنان باورهای را از کیش کهن زروان و ... به ارث برده باشد!

بر اساس تفکر زروانی، مهر که یکی از خدایان بزرگ اوست و در زبان هندی و ایران کهن به دئو (Deu) معروف است، هر هزار سال خالق جهان نفری را در دنیا پدیدار خواهدکرد تا فرمانروایی گیتی را بدست گیرد و زیاد مهم نیست این نفر متعلق به چه آیین، نژاد، زبان و ... باشد، با ظهور اسلام این طرز تفکر کم رنگ شد تااینکه بعد از رحلت پیغمبر تضاد بین بزرگان آنوقت اسلام به جهت کسب قدرت و خلافت به اوج خود رسید، در این وضعیت آشفته صفت قدرت طلبی«امام علی» بنابه برخی شرایط ویژه بیش از هر کس دیگر خود را برجسته تر نشان میداد، بسیاری از ایرانیان که در باطن بر سر باورهای گذشته خود باقی مانده بودند باتکیه به اندیشه ی زروان به این نتیجه رسیدند که مهر یا دئوه همان خدای معروف زروان در جسم علی حلول کرده و با این قالب خود را در دنیا ظاهر کرده تا بر تخت فرمانروایی و عدالتخواهی جهان بنیشیند و عدل و داد را در عالم بگستراند. همچنان در این راستا گروهی بنام «خوارج» که از پیروان دین اسلام بودند به این عقیده گرویدند و بعدها به مرور زمان اندیشه ی علی اللهی ظهور کرد، اگر چه بنا به نظر پاره ای از سوی دیگران به آیین یارسان نسبت داده اند؟! در کتاب تاریخ ایران آمده است:
« در سده ی نهم هجری یک مسلک پنهانی از غلات شیعه در ایران و کشورهای همسایه بنام «علی اللهی» تشکیل داده بودند، که هدفشان تامین عدالت اجتماعی و داشتن زمینهای کشاورزی بوده است.» همچنین بنابه نوشته ی یکی از مورخان روسی ؛ در اواسط قرن نهم هجری شبه دولتی بنام «مشعشعیان» در منطقه ی هویزه خوزستان توسط سید محمد مشعشع بنیان گردید و تا قرن دهم هجری دوام داشت.

از سوی دیگر طایفه ای کرد بنام «ایزدی» که به غلط آنرا یزدی میخوانند در شمال غربی کردستان عراق(سنجار، موصل) ساکن هستند و عقیده ای نزدیک به آیین اهل حق دارند و معتقد به خدای نیکوکار و امینی هستند که زیاد در امور دینوی دخالت ندارد و اجازه انجام دادن امورات عالم را به جانشینان خود (ملائکه) داده است.

بعنوان مثال یکی از آن ملائک که پیروان این آیین قدیمی بسیار بهش پای بند مانده اند «ملک طاوش» است که بنظر عده ای از آگاهان در این باره ملک طاوس صورت تخفیف یافته ی ملک دیاوس –ملک دائو، که همان دئوه یکی از خدایان یا ایزدان در آیین زروانی است که امروزه در گفتار محلی یارسانهای غرب ایران، کاکه ایها (اهل حق) در عراق و بسیاری از معمرین منطقه ی ایلام آنرا داود () تلفظ میکنند، همچنان اروپائیان آنرا بیان می دارند، در ضمن ایزدیها در کتاب آیینی به نامهای جلوه و مصحف ره ش دارند که به زبان کردی نوشته شده است.

در کردستان ترکیه آیین «علوی» که پیروانش بیشتر در شهرهای درسیم، عنتاب، سیواس، مرعش، بینگول، آدانا و ... زندگی میکنند خود با دارا بودن برخی اشتراکات فرهنگی- آیینی انسان را متقاعد و یا جلب میکند که فرق چندانی مابین این دو آیین (آهل حق و علوی) قائل نشود و به احتمال زیاد این تفاوت اندیشه به مرور زمان از دوری جغرافیایی حاصل شده باشد؟! در این راستا بنابه نوشته ی یکی از مولفین تاریخی، سید رضا درسیم که خود رهبری شورش بخشی از کردستان ترکیه را در سال 1937 میلادی بعهده داشت و رد همین سال توسط دولت وقت ترکیه در سن 75 سالگی بدار آویخته شد از او بعنوان یکی از سادات انقلابی اهل حق کردستان ترکیه نام برده است؟!

برخی از محققان مذهب اهل حق به اصطلاح، که امروزه خود را مفسر و بسط دهنده ی آیین مذکور قلمداد میکنند، گاهی اوقات بدون بازگشت به گذشته این آیین بسیار کهن آنرا بنام یک آیین مطلقا کردی تعریف میکنند! در صورتی که اگر به دوره ی قبل از اسلام نگاهی به اندیشه های ایران باستان بیاندازیم در میابیم که توابع این عقاید بخش عظیمی از طوایف و اقوام متنوع آنوقت ایران و حتی بسیاری از مردم همسایگانش را فرا گرفته بود و تنها منحصر به نیاکان کردها نبوده که اکنون مردم کرد اهل حق یگانه وارث و پرچمدار آنهمه مسلک باشد، البته باید اعتراف کرد که به جزء دین زردتشت، آیین یارسان امروزه تنها آیینی است که حامل بسیاری از تفکرات و باورهای کشف نشده ماقبل اسلام در ایران است.

از طرفی دیگر پس از اسلام در حدود قرن سوم هجری به بعد بزرگانی از این آیین که در اصل کرد تبار بودند در مناطق غرب ایران بویژه در استانهای لرستان، کرمانشاه و ... ظهور نموده و آنجاها را بعنوان پایگاه تبلیغاتی خود برگزیدند که در نتیجه بسیاری از عقاید و تفکرات از دست رفته ی ایران باستان دو باره در قالب جنبشهای مذهبی، اجتماعی و ... خود زنده و محفوظ کنند.

اکنون باید سوال کرد، چرا آیین یارسان رنگ اسلامی را بخود گرفته است؟ در جواب باید گفت: پس از چیره شدد عربهای مسلمان، پیروان آیینهای کردستان عده ای به اجبار تحت نفوذ اسلام درآمدند و برخی دیگر نیز بر سر اندیشه ی خود پایدار ماندند و عقیده خود را بصورت رازی پنهان نگه داشتند. اگر چه تحت زور و فشار اسلام در ظاهر آنرا قبول داشتند ولی در باطن همان آیین و افکار خود را پیروی و ادامه دادند که عاقبت این آیین اکنون در مناطق گوناگون و به اسامی متعددی برای مردم شناخته میشود، از جمله، در ایران اینرا اهل حق، یارسان، علی اللهی، طایفه سان و ... در کردستان عراق کاکه یی و حتی در برخی مناطق گوران هم مینامند، البته شایسته است که گفته شود بعضی افراد نادان و نامطلع از جزئیات این مسلک، به پیروان آن به نوعی توهین آمیز« شیطان پرست» میگویند!! در حالیکه در دفاتر مقدس اهل حق نه تنها هیچگونه مدحی از شیطان به عمل نیامده، بلکه همواره از او به بدی یاد شده است، و شاید هم این شیطان که به مذهب اهل حق نسبت داده شده است صورتی از همان اهریمن زشت چهره در عقیده ی زروان باشد که مفسران کنونی به جای تحقیف و بررسی درست از متون دفاتر اهل حق این نظریه را به صورتی الحادی و خیالپردازانه به خورد پیروان این مسلک و دیگران داده و یا از آن به نوعی خاص بهره برداری کرده و یا خواهند کرد؟! اهل حق دارای دفاتر دینی زیادی است که یکی از مهمترین آنها کتاب «سرانجام» است که با زبان کردی گورانی با نظم و نثر نگاشته شده است و قدمتی بالغ بر 800 سال پیش دارد که حاوی خیلی حقایق است.

پیروان این مذهب مراسم آیینی و کلام خوانی خود را در جایگاه ویژه ای بنام «جم خانه» انجام میدهند، یعنی همانطوری که کلیسا در دین مسیحی نقش دارد، جم خانه هم برای اهل حق اهمیت زیادی دارد. پیروان آن بطور طبیعی و حتی اجباری در مناطق مختلفی از خاورمیانه پراکنده شده اند، که در ایران بعنوان درآمد سخن میتوان به مراکز آنها در استان کرمانشاه اشاره کرد که بخش عظیمی از این استان را شامل میشود و همچنین مقبره ی بسیاری از پیشوایان قدیمی آنها در آنجا قرار دارد.

علاوه بر این در شمال لرستان بسیاری از طوایف لکی زبان که بین رود سیمره و کشکان واقعند بویژه بخش نورآباد که اکثریت آن به اتفاق اهل حق و از تیره ی آتش بیگی هستند، و نیز مراکز زیادی چون تبریز، نواحی قزوین و گیلان، کلاردشت، خراسان، خود تهران، هشتگرد همدان، شهر تکاب در استان کردستان، ایل بهارلو در اسدآباد همدان و ... محل زندگی پیروان این آیین است.

در کردستان عراق پیروان کیش اهل حق در برخی از مناطق خانقین، کرکوک، چمچمال، هولیر، کلار، حلبجه بویژه در (هاوار)، دوزخورماتو، مندلی و ... ساکن هستند.

در پایان شایان تاکید است که این آیین همراه با مسلک ایزدی تنها آیینی هستند که نزدیک به هزار سال پیش دارای دفاتر و یا کتب مذهبی به زبان کردی بوده و هر کدام با لهجه ی ویژه ی منطقه خود راز و نیاز عبادت را بجا آورده و تا کنون یکی از اصیل ترین تیره های مردم کرد بشمار میآیند و همواره بر خلاف مابقی کردان (پیروان آیین اسلام) آداب و رسوم نیاکان خود را محفوظ نگه داشته اند و هچنان در قبال تهاجم فرهنگی بیگانگان نهایت مقاومت و ایستادگی را از خود نشان داده اند، و به تعبیری دیگر میتوان گفت که این آیین (اهل حق) یکی از مایه های بکر و دست نخورده ای است که میتواند اطلاعاتی بسیار پیرامون تاریخ، فرهنگ و ادیان قدیمی ایران قبل از اسلام را به ما معرفی کند و به همین اساس شایسته است که هر انسان آگاه، روشنفکر و آزاده در حفظ این میراث فرهنگی- تاریخی کوشا بوده و نیز برای بهتر شکوفا نمودن آن و کشف بسیاری از عقاید و باورهای ناشناخته ی ایران باستان بشیوه ای عمیق و علمی تر این آیین را مورد پژوهش و تجزیه و تحلیل قرار دهند تا باطن و ریشه آن برای عموم مردم و روزگار امروز بهتر آشکار و شناخته شود.

منابع:
لازم به ذکر است که در تهیه ی مقاله حاضر از چند منبع استفاده شده که متاسفانه نه تنها منابع مورد نظر، بلکه دست نوشته های چند ساله ام که روزی میتوانست ارزش چاپ پیدا کند در مرز کردستان عراق- ترکیه توسط قاچاقچیان انسان از بین رفت و به همین سبب در اینجا نمیتوانم بدقیق اشاره ای به عنوان، صفحات و ... آن منابع داشته باشم

16 February, 2003


برای اعتراض به اعدام‌هاي اخير در كردستان ايران
حضور دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران
در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل

نشريه كُوردستان، ارگان حزب دمكرات كردستان ايران، در آخرين شماره خود از ديدار دبيركل اين حزب و يك هيات همراه با مسئولان كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارشی را منتشر كرده‌است0 در اين گزارش نوشته شده كه هيات كرد ايراني ضمن ارائه اسنادی در ارتباط با نقض حقوق بشر و اعدام‌های اخير در كردستان ايران، خواهان نظارت اين سازمان بر حقوق بشر در ايران شد.
نشريه كوردستان نوشت:
دراين ديدار، دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران ضمن ابراز خرسندی از اين نشست، هدف از اين ديدار را جلب توجه مسئولان حقوق بشر به منظور راه‌اندازي مجدد مكانيسم‌های نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران و همچنين فعال‌تر كردن كانالهای همكاری ميان حزب دمكرات و بنيادهای سازمان ملل متحد در زمينه‌هاي مذكور بر شمرد. محور نخست گفتگوهاي هيات، در رابطه با تصميم نهائی كميسيون حقوق بشر در عدم تعيين گزارشگر ويژه آن سازمان پيرامون وضعيت حقوق بشر در ايران بود.
حسن زاده، دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران، در اين ديدار ضمن ارائه اسناد و نمونه‌های تازه پايمال شدن حقوق بشر در جمهوری اسلامي، از كميسيون حقوق بشر سازمان ملل خواست تا در جهت پركردن خلاء ناشی از عدم نظارت حقوق بشر در ايران تلاش نمايد.
"ماگزيني" نماينده حقوق بشر كه در اين ديدار سرپرستی هيات سازمان ملل را برعهده داشت به هيات كرد ايرانی اطمينان داد كه مصوبه اخير كميسيون حقوق بشر به هيچ وجه به معنای آن نيست كه نظارت بر اعمال حكومت اسلامی در رابطه با رعايت حقوق بشر خاتمه يافته است. كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد از راه‌های ديگري نظارت بر امر حقوق بشر در ايران را دنبال مي‌كند. وي، همچنين بر اهميت همكاری حزب دمكرات كردستان ايران با كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در زمينه ارائه اطلاعات موثق و مستمر تاكيد كرد و اعلام داشت كه كميساريا و كميسيون حقوق بشر خلاء ناشی از نبود گزارشگر ويژه سازمان ملل در امور حقوق بشر درايران را باگزارشها و تحقيقاتی پيرامون موضوعات مختلف مانند ترور، شكنجه، اعدام و... كه به لحاظ كشور و منطقه محدوديت ندارد جبران مي‌كند و نظارت بر حقوق شر در ايران را به مرحله آزمايش تازه‌ای مي‌گذارد.
نشريه كوردستان، در بخش ديگری از گزارش خود پيرامون ديدار دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران با كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد كه همراه با عكسی از اين ديدار منتشر شده نوشت:
محور دوم گفتگوهای هيات حزب عبارت بود از ارائه پانورامای تازه‌ای از وضعيت سياسی ايران و بويژه كردستان. در اين بخش از گفتگوها دبيركل حزب ضمن بررسی وضعيت كنونی ايران و يادآوری سياست و اهداف حزب، با توجه به اين حقيقت كه خواست‌هاي خلق كردستان ماهيتی متفاوت از حقوق بشر ندارد و ريشه اصلی پايمال كردن حقوق بشر در ايران سياسی است و تنها راه حل سياسي هم مي‌تواند به اين وضعيت پايان دهد، از مسئولان كميسيون حقوق بشر خواست كه تلاش كنند تا جائی كه برايشان مقدور است ابتكارات خود را در چارچوب محدود حقوق فردی محدود نسازند و بيشتر توجه خود را به جنبه‌های سياسی مسئله حقوق بشر و خواست‌های عمومی مردم كردستان معطوف دارند.
در پاسخ، مسئولان كميسيون حقوق بشر ملل متحد ضمن تائيد حقايق مذكور، آمادگی خود را در اين راستان اعلام كرده و از هيات حزب دمكرات كردستان ايران خواستنند تا ديدگاه‌های خود را پيرامون اسلوب چنين تلاشی ابراز نمايند . هيات حزب دمكرات كردستان د راين زمينه پاسخ مثبت داد.
بخش پايانی گفتگوهای عبارت بود از سرنوشت بخشی از زندانيان سياسي، بويژه اعضاء و هواداران حزب دمكرات كردستان ايران كه هم اكنون با خطر اعدام مواجه‌اند و يا مفقود الاثر شده‌اند.
كوردستان نوشت: در پايان اين ديدار هيات مذاكره كننده حزب توجه مسئولان حقوق بشر ملل متحد را به وضعيت پناهندگان كرد ايران در عراق و تركيه جلب كرد و راه‌حل‌هائي نيز پيشنهاد كرد كه هيات ميزبان در اين زمينه نيز قول پيگيری بيشتر داد

10 January, 2003

آرامگاه سلطان اسحاق پاوه
سلطان اسحاق فرزند شيخ عيسي برزنجه اي در اواخر سده 7 هجري قمري در شهر زور چشم به جهان گشود. در جواني به تحصيل حكمت، فلسفه و ادبيات پرداخت، بعد به فقه و آيين متوجه گرديده و در بيشتر رشته ها مقامي ارجمند يافت.
سلطان اسحاق كه در سده 8 هجري قمري مي زيسته، سرزمينهاي اورامان، جوانرود، گوران و كوههاي دالاهو را كه براي پيشرفت كار خود مناسب ميدانست برگزيد و با گروهي از ياران كرد ( پير بنيامين، پيرموسي، پير داود ) زادگاه خود برزنجه و آباديهاي شهر زور را ترك و به پريور آمد.
اسحاق نه تنها گروندگان زيادي در ميان ايلها و مردم روستاها يافت و راز يارسان را به همه مردم آموخت، بلكه در بنيادگذاري هم آهنگي ميان مردم اهل حق نيز موفق بوده است.
از آثار و تأليفات او سرانجام يا پرديور است كه به لهجه گوراني نوشته است.


06 January, 2003

اول و اخر یار
جمله (اول و اخر یار) در مسلک یارسان یاد اور سومین ایه از سوره (حدید) در قران مجید است
که می فرماید:((هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم)).
یعنی اوست اغاز و انجام و اشکار و نهان و اوست به هر چیزی دانا.
*خداوندگار و هفتن
هفتن که کوتاه شده هفت تن می باشدبرابر نامه سرانجام این فرشتگان از گوهر خداوندگار افریده شده اند و پاسبانی اسمان و ماه و خورشید و ستارگان و هوا و باد و زمین و اب و گیاه و اتش و فلزات و غیره به انها سپرده شده است . بنابراین چون اسمان و ماه و خورشید و ستارگان و هوا و باد و زمین و اب و گیاه و اتش و فلزات و غیره به هفتن سپرده شده است.انان مقدس می باشند و به شکرانه و سپاس این نعمت ها بر هر فرد یارسانی بایسته است که نام خداوندگار و هفت تن را هر روز بر زبان بیاورد و در راه انان نذر و نیاز و شکرانه بدهد.نام و لقب این هفتن به شرح زیر است:
1) سید خضر ملقب به پیر بنیامین.2)موسی سیاه ملقب به پیر داود. 3)ملارکن الدین دمشقی ملقب به پیر موسی. 4) خاتون دایراک ملقب به رمزبار. 5) مصطفی داودان. 6) شاه ابراهیم ملقب به ملک طیار و ایوت. 7) احمد ملقب به بابا یادگار.

18 November, 2002

ارکان اهل حق:
ایین اهل حق چهار رکن دارد و هر چهار رکن در یک بیت از کلام سرانجام به لفظ کردی خلاصه شده است:
یاری چارچیون باوری و جا پاکی و راستی و نیستی و ردا
یاری در لغت به معنای کمک دهنده است. اما اصطلاحا به ایین اهل حق اطلاق می شود و مردم اهل حق را یارسان می گویند و علاوه بر معنای مذکور این معانی هم دارد:دینداری/ارکان و ذکر جلی که هر یک به اعتباری در جای خود استعمال شده است ولی در اینجا ارکان دینداری اهل حق مراد است.
چارچیون یعنی چهار چیز است.
باوری وجا یعنی به جا اورید/پاکی ضد کثافت/راستی ضد کجی/نیستی ضد هستی.
ردا در اصل((ردء))به معنی یاری دهنده و کمک کردن است.
1)پاکی :چون به طور مطلق گفته شده معنی عام می دهد و شامل هر شیئ که استعداد و پاکیزگی داشته باشد می شود. از این رو اهل حق باید ظاهر و باطنش از هر حیث و هر جهت و به هراسم و رسم پاک باشد یعنی در ظاهر و جسم و لباس و مکان و کسب و خوراکش و در باطن افکار و گفتار و رفتار و کردارش تماما طیب و طاهر و بی غل و غش باشد.
2)راستی :راه راست رفتن است و ان به جای اوردن اوامر و ترک نواهی خداست.به عبارت اخری بندگی خدا و پرهیز از دروغ و گناه را راه راست گویند.
3)نیستی :یعنی نیست و نابود کردن کبر و غرور و خود پسندی و خودخواهی و هوی و هوس نفسانی و طغیان شهوانی و تمام رذائل اخلاقی از خودش و به طور مطلق تسلیم مقدرات شود و غیر از رضای خدا چیزی را نخواهد و به عبارت دیگر از خود بیخود و فنافی الله گردد. به اصطلاح عرفا و حکما بعد از طی مرحله رضا به مقام تسلیم که اخرین مرحله عرفان است رسیده باشد.
4)ردا :خدمت و کمک و فداکاری بی ریا نسبت به مخلوق خداست. چنان باشد که((رنج خود و راحت یاران طلب )) بر او صدق کند. پس با این وجود وجه ترکیبی بین مذکور این است:ارکان دینداری چهار چیز است باید به جای بیاورید پاکی و راستی و نیستی و ردا.
ارکان مذکور با شعار های سه گانه دین زرتشت (گفتار نیک/کردار نیک/پندار نیک) شباهت زیادی دارد.


به امید خدا دفعه بعد که بخوام بلاگ رو اپدیت کنم در مورد امشاسپندان که شش فرشته بزرگ هستند که مغز انها اهورا مزدا است می نویسم.
اول یار اخر یار

14 September, 2002


الله
این کلمه را خادم در هنگام دعای دوم و خطاب به جم اظهار میدارد و سید یا پیر در جواب میگوید ایوالله و رای (ودین) یار.......،
اسم ذات واجب الوجود

اه ره ما

اجازه ، فرمان . در یکی از دعاهای قربانی و جم .اجازه و فرمان پیر و پادشاه
اولین کلمه شروع دعا میباشد: (وه اه ره مای پیر و پادشاه)
نوروز ميفرمايد:
برٌشت كلام ارماي رمزبار
ياوري داوود زور ذوالفقار نوروز بند 152

اهل حق

پیروان مسلک یارسان را گویند . هرچند این اصطلاح در زمانهای اخیر باب شد و دهان بدهان گشت چرا که در ایام گذشته این آیین را همان
یارسان و یارستان و آیین یاری و طایفه و طایف سان خطاب میکردند
اول و آخر یار
اصطلاحی که در بیشتر مراسم و آیینهای یاری و یارسان کابرد دارد منشاء این اصطلاح شاید آیه 3 سوره حدید باشد که فرموده است :
هوالااول ولااخر والظاهر و الباطن و هو بکل شئ علیم و شاید برداشتی معنوی و عرفانی از آیه : انا لله و انا علیه راجعون باشد
ایوت
لقب شاه ابراهیم یکی از بزرگان یارسان و فرزند سید محمد گوره سوار و در اوستا یکی از نیک دینان و بزرگان( در فرهنگ مردوخ: بمعناي
پرورش و نگهداري و پرورش است( فرهنگ مردوخ ج 1 ص 18)
ایولله
این کلمه آغاز دعایی است که سید یا پیر در دعای دوم یا دعای ختم جم در جواب <الله> خادم میگوید
آب چرخ
آبی که پس از اتمام مراسم قربانی در جم و بین جمنشینان توسط خادم چرخانده میشود خادم با گفتن < اول آخرمان یار> و با حالت احترام
در روبروی افراد حاضر در جم قرار میگیرد و هر جم نشین با دست راست به لبه جام یا کاسه میزند و دستش را میبوسد و بر پیشانی (نیز)
میزند و سپس همان دست را بر همان موضع گذاشته و جرعه ای از آب مینوشد و به همان ترتیب اول مراسم بوسه و تقدس انجام میپذیرد
و دعای < کردار قبول > یا <خیر خذمت قبول> یا < ثوابت ثبت گردد> برای خادم بر زبان جاری میگردد این آب را شربت وحدت و شاه
شربتی نیز میگویند
آخر
دوره سرانجام و بعد از حقیقت ، زمان وصل
آمان
امان و طلب توجه معنوی و معمولآ از بزرگان و مقدسین به حالت لابه و عجز اعمال میشود . آمان یا داوود
بارگاه –بارگه
محل تجلی ذات خداوندی در جهان هستی و زمان ظهور و تجلي ذات هر يك از بزرگان
پير حمزه خورمالي ميفرمايد:
چه بارگه ي دوهم يورتم چه هفتم
نوروز ميفرمايد:
كٌوره و كناچه كناچه و كٌورم
بارگه م نه بحرن اي دانه و دٌرم نوروز بند 266

باطن


معنويت و باطن داشتن ، اوليا الله معنويت و مشيت الهي باطن دار:
نوروز ميفرمايد:
ذات دو باطن ها وه لامه وه
پنهانم كردن وه روي عامه وه
لقمه ئام وه گور دون دامه وه
هزار يك شون ويم ناسامه وه
سر كس نزان قد غم كردن
هيچ كس شك او شون راگش نوردن
مندن وه موعد وعده ي سال
ظهور بكي ذات داناي بي زوال
ايمش نو جمله ي شمشير دارانيم
ابوالجمع شاه جوقه يارانيم نوروز ب 63


بش
سهم ، مقداری مساوی از نذورات و قربانی (نواله ) که به هر شخص داده میشود
بی وند بنده

بیا و بس


بیعت و پیمان روز ازل و پیش از آفرینش که با فرشتگان منعقد شده ، بيا به معناي بيعت و بس از بستن عقد و قرار
و عهد مي آيد ، اين مقوله در زمان هاي مختلف و توسط بزرگاني تجديد شده است : در دوره باباناووس ، دوره شاخوشين و
اخرين تجديد اين بياوبس در زمان سلطان سحاك بوده و اعتقاد به بيا و بسي مجدد در قالب ظهور منجي نيز پيش بيني شده است
نوروز ميفرمايد:
بند 150 :
دله تدبيري
يك شو بردم فكر ذكر تدبيري
ياد كردم منزل راي ازل دويري
دانه ي ديم نه دٌر درياي پر نويري
گوهري نه پوس پردش عيان بي( گ.هري نه پشت پرده ش عيان بي)
گاگاه پوشيده گاگاه بيان بي
قلاچه ي قالب قرص در بسه
مكان مشعل ماواي چهار جسه
لانه ي جاودان گراي ارخن بي؟؟؟
تاريخ صد هزار سالش نه سن بي؟؟؟
اوسا بيابس اقرارش كردن
سر وه پير شرط باقي سپردن
برآما نه در قوطي عطاران
چني چهار ملك چابك سواران
يا
بند 297 :
ياران چيش بين
سرانجام قال ازل چيش بين
بيابست جم جهان كيش بين
بيشتر نساختن تنها ويش بين
نه بحر بي بٌر نه ارض نه سماء
نه آو نه آتش نه خاك چني با
نه تاريكي تار نه روشني رو
نه زنگي سوار فرنگي دهو
نه سال بي نه مانگ نه فصل چوار رنگ
نه وقت نه بي وقت نه زود نه درنگ
نه برز بي نه نزم نه ليز نه مكان
نه بيضه ي دٌر بي نه بحر العمان
اوسا جاي مقام(و) ماواش نه كو بي
گوشه گاي لانه ش نه كام سبو بي
سرفته ي ساكن سر مايش چوين بي
محبوس قفس پاي كام ستوين بي
سپرش نه گيج دانه ي آمين بي(آيين)
سراي صورتش نه كام نگين بي
كي گرٌه ي گراش (اول ) بست نه سر
كي بي مغز نه مغز ميان جاي نام پر
كي ورق توپ دوربين كردن تو
كي وقت ساعت (سعات) شكافتن لو لو
نه مغز تا وه پوس چند پرده دارو
هر پرده ي چن رنگ سر مخشن آرو
چوينش طوقنا درمانش چيش بي
كام ورق او پس كامش او پيش بي
چترش وست او سر سقام دا طبق
جاي بخيه ش كامن پي سفته ي شفق
چوار لله نه روي آسمان هنن
هر لله يك قبض فروكش سندن
ساختن پي راهرو ايلچي هر دو سر
مبو نيشانش(نيشانيش) پيم بدي خه وه ر
هر كس بزانو جاگه ي شون در
هم شير مستن هم سيف سنگ بر
قاصد پرده در سٌر خدايي
قناتچي قدرت نه گاو تا ماهي
چندي ني مابين بي تعريف پويچ
ويش زانا چن سال صد هزار يا هويچ
شي نه بحر فكر تدبير تفاق
جمنان اساس پي ارض آفاق

06 September, 2002


ارکان به معنای رکن و پایه و قانون و یاسا میباشد
در اهل حق ارکان چهار مورد است
که بیشتر و اساسآ بدان اطلاق میگرد :
پاکی و راستی و نیستی ( فنا فی الله) و ردا( پرهیزگاری ). چنانچه
.پیربنیامین میفرماید:
یاری چوار چیوه ن باوه ری وه جا
شاخوشین ميفرمايد:
یارسان او راه
رای حق راسین برانان او راه
وه پاکی راستی نیستی و ردا
قدم وه قدم تا وه منزلگاه
بنيامين ميفرمايد:
بزانان اركان خاوندكاريوه

ردا و راسي وه بردباري
همچنين آمده است :
ياران ياوران راي حق راسين
پاكي و درسي و ردا و خاسين
هر كس ويش ناسا محمد آسا
بي شك او كسه مولايچ شناسا
نوروز ميفرمايد:
وو اركانه وه
هر چه بوانيم وه اركانه وه
وه قول راسي وه زبانه وه
پوسه ممانيم وه اركانه وه نوروز بند 259
در دوره كماكنان در سرانجام داريم كه :
نكران خطا پی نفس پر كين
باوران وه جا اركان ورين
اركان ورين در اينجا اشاره اي دارد به اركان اولين و يا اساطير
الاولين كه در سوره انفال آيه 31 داريم :
«ان هذا الااساطير الاولين »
نوروز ميفرمايد: وه عين ادب و اركان بطوين
يكيك كشيديم بر پايه ي ستوین نوروز بند165
يا
دل امر اركان هام بار ياري
درد دين دوستان دانه ي بيماری همان 174
يا
دله حال زاني
دل قدر قيمت حال حال زاني
وه قول قاصد صاحب زماني
شون پير شرط بي راه نراني
وه عين ادب امر اركاني
جولاي كالاباف سفيددكانی همان 204
يا
وه اركانه وه
هر چه بوانيم وه اركانه وه
وه قول راسي وه زوانه وه
پوسه ممانيم وه ايمانه وه همان 247

26 August, 2002

هر دم به زبان دل علی ميگويم
پيوسته و متصل علی ميگويم
کودک بودم شير ولا نوشيدم
آسوده ز آب و گل علی ميگويم

15 August, 2002

اهداف کید
کید بر این باور است که بخش متمدن و مترقی بشریت در زندگی اجتماعی خود، دانش و تجربه هائی کسب کرده اند که عملا میتوانند راه و چاره ی خلاصی یارسانیان را از وضعیت اسفناک کنونیشان روشنی بخش باشند. آنوقت تحت لوای فرهنگ غرب و نسبیت فرهنگی دادن به دانش و تجربه ی زندگی اجتماعی و مسالمت آمیز بشریت پیشرو، تلاش میشود که حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی محدود و پایمال شوند، یارسانیان باید صدایشان را بلند کنند و بگویند که فرهنگ بشریت متمدن و مترقی برای ما بیگانه نیست. ما صده ها و هزاره ها پیش باور داشتیم که انسان خالق است؛ انسانیت و دیدی انسانی، عاشقانه و محبت آمیز بهمدیگر میتواند زندگی مسالمت آمیزی را برای همه فراهم کند؛ راه درست تر برای حل اختلافات و تفاوتها بحث و گفتگو و همدیگر فهمی است؛ دیده دار قادر است که در تاریکی ببیند و عالمانه و آگاهانه دیده داری کردن بهتر از کورکورانه و گوش بسته دینداری کردن است؛ قلبی مملو از عشق، محبت و احترام بهتر از دلی پر از تعصب و تنفر است؛ برابری حقوق و التزامات و همچنین ارزش انسانی انسانها بهتر از بردگی نیمی از جامعه و بندگی همه است؛ و ....

بطور خلاصه کید در نظر دارد که در حد توان و امکان (در حال حاضر بسیار ضعیف) از طروق و راههای ممکن در مورد یارسانیان و وضعیت و شرایط غیرانسانی زندگیشان در ایران، بنویسد و بگوید. بعلاوه، در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی درونگر و برونگر باشد و برداشت خود را انتشار دهد.

هر شخصی که برداشت خود را به اظهار نظرها و دیدگاهای کید نزدیک و یا منطبق می بیند در صورت تمایل میتواند در تشکل فرهنگی-سیاسی "کانون یارسانیان دمکرات" در همراهی و همدلی با دیگران برای زندگی ای ارزشمند و لایق انسان در حد توان و امکان بکوشد. این نوشته در این اولین قدمها پیشنهادی بوده و در منزله ی پیش نویس برنامه ای جامع تر و کاملتر عمل میکند که بعدها دوستانی که به جمع کید میپیوندند تصحیح، تدقیق و تایید کنند.

(با توجه به منحصر بخود بودن پیشینه و ساختار فکری هر انسان و به تبع آن برداشت شخصی، انتظار آن نیست که این نوشته پیام در نظر گرفته شده را با وضوح و شفافیتی کافی و مناسب و بطور یکسان به همه ی خوانندگان برساند. به همین دلیل، پیشاپیش از دوستانی که با اظهار نظر و ایجاد بحث و مجادله ی کتبی حول این نوشته در هر چه شفاف تر کردن منظور و پیام آن به کید کمک میکنند تشکر میشود. لطفا نظرات (پیشنهادات و انتقادات و ...) خود را با ایمیل زیر ارسال نمائید. )

کانون یارسانیان دمکرات

04 July, 2002

جمهوری اسلامی، اپوزسیون و یارسانیان

این نوشته بخش عمده ی اطلاعیه آغاز به فعالیت "کانون یارسانیان دمکرات" است که در سایت یارسان دات کام تحت عنوان " کانون یارسانیان دمکرات تشکیل شد"منتشر یافت. در مقایسه با چاپ اول، اندکی تغییر و تصحیح در بعضی جملات و پاره متنها بوجود آمده است و همچنین در چاپ دوم عنوان فوق مناسب تر بنظر رسید.

چارچوب فکری و محدوده های فعالیت
امروزه در کشورهای که بنا به معیارهای متعارف برای سنجش نظامهای سیاسی، دمکراتیک خوانده میشوند، ایجاد تشکل و خودسازماندهی نه تنها از حقوق قانونی شده ی شهروندان است، بلکه تشکل ابزاری مهم برای تاثیرگذازی بر سیاستها و تصمیم گیریها در کشور بوده و فعالیت در چارچوب تشکل بخش عجین شده ای در فرهنگ مردم آنجاها میباشد. در اینجا وقتی که از قانونی بودن و بخشی از فرهنگ بودن تشکل در کل حرف بمیان میاید، منظور از وجود امکان قانونی ایجاد ظرفی برای جمع آوری جمعی دارای اشتراک منافع و خواست و یا کم وبیش هم بینش و موافق فراتر میرود. منظور استفاده ی سودمند و تاثیرگذار در جو و مناسباتی آرام و سالم که خود تشکلها در بوجود آمدنش کوشا بوده و هستند، میباشد. ایجاد بستری اجتماعی که در آن همه بتوانند بدور از ترس و وحشت و با احترام و رعایت حقوق و آزادیهای یکدیگر به رقابت و تاثر و تاثیر بپردازند و در پیشروی و شکوفائی جامعه نقش ایفا کنند. منظور برابری التزامات و حقوق قانونی برای همه ی تشکلها بدون توجه به حوزه فعالیت و کمیت و ... آنها است. منظور دمکراتیک بودن و دمکراتیک عمل کردن خود تشکلها است. اصطلاح دمکراسی هم به مرز تعریف ریشه ای خود یعنی حکومت مردم محدود نیست. رعایت و اهمیت دادن به حقوق و آزادیهای برسمیت شناخته شده در قوانین و کنوانسیونهای بین المللی بویژه اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل معیار سنجش دمکراتیک بودن است. اصطلاح فرهنگ که در بالا بکار رفته تنها بمعنی زبان وآدب و رسوم مشترک بکار نمیرود. فرهنگ باید در محتوای خود پوشاننده ی ارزش دهیها و ارزش یابیهای فرد و جمع باشد. حال این جمع میتواند اعضای یک خانواده، یک گروه، یک ملیت، یک ملت و یا جامع بشری جهان باشد.

مقدمه ی کوتاه فوق برای روشن کردن دلائل ضرورت ایجاد تشکل یا تشکلهای یارسانی که بتوانند تغییر و تحولاتی که به آنها مربوط میشوند و بطور کلی دنیای دور و بر را از زوایه خود ببینند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و در راستای خواستها و مطالبات خود موضعگیری کنند، لازم بود. باریک بینی، یکجانبه نگری فرهنگی و سیاسی و از نظرعلمی خام اندیشی ای که اولویتها و اهداف جریانات داخل و خارج کشور از آنها ناشی میشوند جوابگوی وضعیت اسفناک و دربرگیرنده حقوق و آزادیهای اعضای جامعه یارسانیان نیستند. اینجاست که ایجاد تشکلهای فعال در همه ی عرصه ها، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی وغیره برای یارسانیان ضروری میباشد. تشکلهای که بتوانند موجودیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را به اطلاع عموم برسانند و خواستها و مطالبات خود را در معرض قضاوت جامعه بگذارند. ایده ی ایجاد تشکل فرهنگی - سیاسی "کانون یارسانیان دمکرات (کید)" از همین ضرورت سرچشمه میگیرد.

بعلاوه، یارسانیان در ایران تحت حاکمیت رژیم مذهبی جمهوری اسلامی با هویت خود از کوچکترین حقوق شهروندی موجود در کشور برخوردار نبوده و تنها دین رایج در میان آنها، یاری حتی تحت نامهای اسلامیزه شده اش مانند اهل حق، علی الهی و ... هم قانونا برسمیت شناخته نشده است. یکی از علل مسبب این عدم برسمیت شناسی علاوه بر تضاد جهان بینی دینی و ویژگیهای صلح جویانه و مسالمت آمیز فرهنگی یارسانیان که با روحیه، تعالیم و عملکردهای خشن و خشونت جویانه ی اسلام مغایرت دارد، ناشفاف بودن تاریخ و فرهنگ مستقل یارسانیان است. اینکه فرهنگ و دین مستقلی است یا بخش و فرقه ای از اسلام موجب بی حقوقی داخلی و سبب بی توجهی ارگانها و نهادهای مدافع حقوق بشر ایرانی و بین المللی و جریانات فرهنگی و سیاسی، به حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی آنها شده است. بعلاوه، ناشفاف بودن مرز یاری و اسلام برای اعضای جامعه یارسانیان در خارج کشور بویژه آن عده که از زندگی حقارت آور و اسفناک داخل کشور فرار میکنند و در کشورهای پناهنده پذیر تقاضای پناهندگی میکنند، مشکل آفرین شده است. بنا به اطلاعات، اخیرا در اداره ی امور مهاجران بعضی از کشورهای اروپائی به پناهجویان جواب رد گرفته گفته اند که تحقیقات آن ادارات در این مورد نشان میدهد که اهل حق بخشی از اسلام است و دلائل مذهبی پناهجویان برای اخذ پناهندگی قابل قبول نیست. این هم انگیزه دیگری بود برای تشکیل کید. بنا به همین دلائل کید ضروری میداند که از همین اولین نوشته رک و جدی حرف خود را بزند، هر چند به احتمال زیاد خیلیها از بعضی ازحرفها خوششان نیاید. بنابر این، کید انتظار دارد که موافقین و مخالفین اظهار نظرها، کید را همراهی کنند و همه با هم بتوانیم در جوی دوستانه بگویم و بشنویم و تاثیر بگذاریم و در مورد حرف دیگران هم منطقا فکر کنیم و بسنجیم.
(در مطالب جداگانه و مرتبط، بیشتر در مورد ویژگیهای فرهنگی یارسانیان روشنگری خواهد شد و تحلیل و اظهارنظر نادرستی است که از فرهنگ کاملا مستقلی در مورد یارسانیان حرف بمیان آورد. بنابراین، منظور ازاستقلال فرهنگی و دینی در جملات فوق آن بخش از فرهنگ در کلیت خود است که شامل دین و آداب و رسوم و ارزش دهیها و ارزش یابیهائی که حول دین شکل گرفته و یا ریشه در آن دارند، میشود. اما برخلاف فرهنگ، بعد از ظهور و توسعه اسلام و بازسازی یاری، با اطمینان میتوان یاری را یک دین مستقل دانست. این بدین معنی است که اگر پیش از تحمیل اسلام به مردمان ساکن ایران، یاری حال تحت هر نامی، با ادیان باستان تشابهات و تطابقات خود را داشته، امروزه یارسانیان دین باور در امور دینی خود احتیاج به تغذیه از ادیان موجود ندارند

25 June, 2002

کانون یارسانیان دمکرات (کید) در هدف خود دارد که قدمهای هر چند کوچکی در راستای کسب حقوق و آزادیهای (تضمین شده در قوانین و منشورهای بین المللی) برابر برای جامعه یارسانیان بردارد. بی شک بدون یاری و همکاری عزیزان فعال و پیشرو در سراسر جهان بویژه در ایران، برداشتن قدمی تاثیر گذار و نتیجه بخش غیرممکن خواهد بود. بنابراین، کید از کلیه انسانهای خواهان برابری حقوق و آزادیهای فردی و جمعی بویژه یارسانیان انتظار دارد و تقاضا میکند که با کید همگام و همصدا شوند و آنرا را به طروق ممکن یاری رسانند

02 June, 2002

پیروز بیت میله تی کورد، پیروز بیت مام جه لال، رئیس جمهوری عیراق

23 May, 2002

هو مولا هو مولا هو مولا هو سروجانم فدای نام جانانم هو
الهی به مستان ميخانه ات به عقل آفرينان ديوانه ات
به ميخانه وحدتم راه ده دل زنده و عقل آگاه ده
بگيريد و بربنديد اين سوخته جان بگيرم تحفه از ياد هندوی جان
هو مولا هو مولا هو مولا هو سروجانم فدای نام جانانم هو

13 May, 2002

مسلخ عشق جُز نکو را نکشند


برای تقدير از آثار و تحقيقات بسيار آموزنده و ارزنده ی استاد خليل عالی نژاد در زمينه علم موسيقی و همچنين بخاطر گراميداشت ياد و خاطره ی آن بزرگوار، سايت يارسان اين صفحه را به اطلاعات در مورد زندگی پر بار، مرگ دلخراش و کارهای ارزشمند هنری و علمی آن شخصيت محبوب اختصاص ميدهد. اميد است که سايت يارسان بتواند از اين طريق جوابگوی نيازهای اطلاعاتی عاشقان و دوستداران استاد خليل عالی نژاد و آثار ايشان باشد. با تشکر از عزيزی بنام علی از ايران بخاطر ارسال عکسها و مطالب ضروری برای برداشتن اولين قدم جهت راه اندازی اين صفحه اينترنتی، پيشاپيش از عزيزان ديگری که با مطالب و عکسهای بيشتری و بويژه فايلهای آوديو و ويديوی از کارهای پرارزش آن ستاره ی درخشان آسمان موسيقی، با اين صفحه همکاری ميکنند قدردانی ميشود.

الپر
مشق های پريشانی

مطالب فارسی
گزارش دوره ای کميته پيگيری قتل استاد خليل عالی نژاد
عالی نژاد سیدی از تبار عشق بمناسبت سومين سالگرد قتل ایشان م. ق.
ذكر يك ذاكر حق سایت الپر
خليل بر آتش حسد ورزان مي‌تازد؟! خدايار قاقانی (سایت کاپوچینو)
یادآور مهر و عشق و هجران (مصاحبه با کامبیز مافی از شاگردان استاد) (همشهری)
به ياد هنرمند مرحوم سيد خليل نژاد عاشقي در ديار خاموشان هوشنگ جاويد (خبرگزاری میراث فرهنگی)
صدایی برخاسته از سکوت محسن شهرنازدار (موسیقی هنری ایران)
گزارش دوره ای کميته ی پيگيری قتل استاد خليل عالی نژاد - گوتنبرگ
نامه به نهادها و سازمانهاى مدافع حقوق بشر در رابطه با قتل سيد خليل عالى نژاد
ياران من شوريده ام همشهری
به ياد سيد خليل عالي نژاد كه از آتش بود و با آتش رفت شوريده
به سيد خليل ققنوس ديار ياران از وبلاگ آهوی سه گوش

نوسراوه ی کوردی
پير خه ليل (سه يد خه ليل عالينژاد) حا ميد درودی

04 May, 2002

یارسانیان در ایران جمهوری اسلامی
از آنجا که یک نظام مذهبی در ایران حاکم است، آیات و احکام یک مذهب، اسلام قانون کشور است و مذهبی بودن پیشرط شهروندی و انسان بودن است، تصورش مشکل نیست که اعضای جامعه ای غیر مسلمان و برسمیت شناخته نشده ای مانند یارسانیان در چه وضعیت و موقعیت وحشتناک و حقارت آوری و در چه شرایط غیرانسانی ای زندگی کنند. برخورداری از حقوق و آزادیهای قلیل و مشروط موجود و خدمات شهروندی ناچیز در گرو مسلمان بودن و یا تعلق داشتن به یکی از مذاهب برسمیت شناخته شده، میباشند. یاری تنها دین رایج در میان یارسانیان حتی با همان نامهای اسلامیزه شده اش مانند اهل حق و علی الهی و ... هم در کشور رسمیتی ندارد و اعضای جامعه مزبور مجبور میشوند که برای امرار معاش و گذران زندگی تحقیر آمیز خودشان اسلام را بعنوان مذهب خود بپذیرند. چنین بنظر میرسد که بعد از بیشتر از چهارده قرن هنوز شمشیرهای محمد و علی توسط توسعه طلبان کنونی اسلام بر بالای سر یارسانیان میچرخد. بعبارت دیگر نمیتوان سرکوب و تخطی های گسترده و همه جانبه به انسانیت و موجودیت یارسانیان مشاهده کرد و ادعا کرد که هجوم مسلمانان پایان یافته است. توسعه اسلام هنوز به همان خشنی و وحشتناکی اولیه اش در میان یارسانیان ادامه دارد، تنها افراد و روش کاریها تغییر کرده اند.

در طول حاکمیت رژیم، سردمداران به خود مسلمان خواندن یارسانیان و انجام واجبات و فرایضشان اعتماد و اکتفا نکرده اند. تنها به این راضی نشده اند که یارسانیان بخاطر استخدام، تحصیل، کسب و کار و ... خود را مسلمان قلمداد کنند. بشیوه های مختلف سعی کرده و میکنند که در دین و فرهنگ آنها رخنه کنند و بر کلیات و جزئیات باورها و آداب و رسومشان تاثیر گذارند. منازل، دهات و محلاتشان اسلامیزه کنند. در معرض تبلیغات و تزریقات و تحقیرات قرارشان دهند. از همان اوائل قدرت گیری ببعد اقدام به ساختن مسجد و انتصاب امام جمعه در دهات و محلات تماما یارسانی نشین کردند. جاده کشی، لوله کشی، مدرسه سازی، برق و تلفن کشی و همه ی امکانات و رفاهیات به مسلمان بودن و داشتن مسجد و امام جمعه و اقامه ی نماز جماعت مشروط کردند. تیم های تنبور زنی تشکیل دادند و در عزاداریها منجمله عاشورا به خیابانها آوردند. فاتحه خوانی، تلاوت آیات قرآن و نوحه خوانی در مراسمهای عزاداریشان تحمیل و مرسوم کردند. نام بزرگان و اماکن تاریخی و مورد احترامشان اسلامیزه کردند. امامان و مقدسات اسلام شیعه در فرهنگ و افکارشان خزانده اند. امر به معروف و نهی از منکر در میانشان باو کرده اند. گروهای مخوف حزب اللهی، تیمهای خواهران زینب و هسته های جاسوسی در میانشان تشکیل داده اند. خلاصه، انگار اسلام با تمام توان و امکان در آخرین جبهه از سرزمینهای اشغالی صف آرائی کرده که پیروزی نهائی را از آن خود کند و شاید آنرا تحت عنوان جنگ یارسانیان به تاریخ فتوحات خود اضافه کند

27 April, 2002

In the name of God